أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

85

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

چيزى ديگر نماند جز آنكه محمّد را سجده كنم خداى تعالى در حقّ وى اين آيت فرستاد و گفت : چون گويند وى را يعنى عبد اللّه أبىّ سلول « 1 » را و أصحاب او را كه بيائيد تا رسول خداى تعالى براى شما استغفار كند و از خداى تعالى آمرزش خواهد ايشان روى خود بگردانند و سر بپيچند و تو بينى ايشان را كه اعراض كنند و گردن كشى و تكبّر نمايند [ سَواءٌ عَلَيْهِمْ ] يكسانست بر ايشان اگر تو استغفار كنى براى ايشان و آمرزش خواهى و اگر نخواهى خداى تعالى ايشان را هرگز نيامرزد و فاسقان را و منافقان را به راه بهشت راه ننمايد . [ سوره المنافقون ( 63 ) : آيات 7 تا 8 ] هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ ( 7 ) يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ ( 8 ) اين منافقان آنانند كه ميگويند با يكديگر كه نفقه مكنيد بر آن كسانى كه نزديك رسول خداى تعالىاند و گرد وى ميگردند و ايشان را طعام مدهيد تا از نايافتن طعام و گرسنگى پراكنده شوند و هر يكى بجاى ديگر روند ايشان كه اين سخن ميگويند نميدانند كه روزى در دست خداى تعالى است خزينه‌هاى آسمان و زمين وى راست و در قبضهء قدرت وى است و ليكن منافقان فهم نميكنند و در نمىيابند . هم اين منافقان ميگويند : اگر ما بمدينه مراجعت كنيم عزيزترين ما يعنى عبد اللّه بن أبىّ ذليل‌ترين را يعنى رسول خداى تعالى را از مدينه بيرون كند و اين سخن در آن وقت گفتند كه از غزاء بنى المصطلق بازگشته بودند و ايشان قبيلهء بودند از هزيل ، خداى تعالى بر ايشان ردّ كرد و باز نمود كه عزّت ايشان را نيست عزّت و غلبه خداى راست قهر و تمكين اهل ايمان و رسول خداى راست بر اظهار دين بر ديگر اديان و مؤمنان را بنصرت و ظفر بر كافران . و گفتند : عزّت خداى راست بولايت ؛ هنالك الولاية اللّه الحقّ ، و رسول خداى را بكفايت ؛ إنّا كفيناك المستهزئين ، و مؤمنان را

--> ( 1 ) - « سلول » بر وزن صبور نام جدّهء عبد اللّه بوده چنان كه در مجلّد 1 ( ص 37 ) ياد شد .